وقتی آترین کوچولو مریض می شه
سلام دلبند من
گل زیبای من، بهشت من، رنگین کمون هزار رنگ من، الان که برات می نویسم تو مثل روزای قبل سرحال نیستی، خنده ی روی لبای قشنگت کمرنگ شده، خسته و بی حوصله ای، بی قرارو بی خواب.
آترین زیبای من سرما خورده و خیلی بی تابی می کنه. کاش می دونستی هر گریه تو چقدر دل منو بدرد میاره، کاش می دونستی که با هر اشکت هزاران بار دعا می کنم که هر وقت توی تمام زندگیت دردی خواست به سراغ تن زیبای تو بیاد، من سپر بلای تو باشم. کاش بدونی که نهایت خوشحالی من، تماشای این حس در درون توست و کاش بدونی که چقدر و چقدر دوستت دارم، وای چه احساس قشنگیه این احساس مادری و من از تو ممنونم آترین زیبای من که این احساس با اومدن تو به من هدیه داده شد.
راستی تو دیروز92/5/30 برای اولین بار چیزی رو با دستت گرفتی و نزدیک دهنت بردی و من خیلی ذوق کردم.
برای تمام این احساس های زیبایی که به خاطر وجود ناز تو تجربه می کنم ازت ممنونم.
بی نهایت واژه ی سخیفی است در مقابل میزان عشق من به تو.


وقتی آترین کوچولو مریض می شه
